سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

149

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

قوله : هرگاه صدور قتل طلحه وزبير . . . إلى آخر . أقول : صدور قتل طلحه وزبير به پاداش مثل همين افعال واقع شده ، چنانچه جناب أمير ( عليه السلام ) ارشاد نموده . وهم ايشان ابتدأ به قتال كردند ، مدافعتشان واجب بود . وصدور اين افعال از عايشه در پاداش كدام امر بود كه أو را بر قتل جناب أمير ( عليه السلام ) اينها را قياس مىكند ؟ ! قوله : صدور اين امر چرا مخلّ اعتقاد ايشان باشد ؟ أقول : واقعي اعتقاد أهل سنت مثل وضوى بي بي تميز است كه با وجود صدور نواقض كثيره خللى ‹ 260 › در آن پيدا نمىشود ! ( 1 )

--> 1 . اشاره است به كلام شيخ بهايى در كتاب نان وحلوا : حكاية على سبيل التمثيل : بود در شهر هرى بيوه زنى * كهنه رندى حيله سازى پرفنى نام أو بي بي تميز خالدار * در نمازش بود رغبت بيشمار با وضوى صبح خفتن مىگزارد * نامرادان را بسى دادى مراد كم نشد هرگز دواتش از قلم * بر مراد هر كسى مىزد رقم در مهم سازى أوباش ورنود * دائماً طاحونه اش در چرخ بود از ته هر كس كه برجستى به ناز * مىشدى في الحال مشغول نماز هر كه آمد بر من كن دعا * أو به جاى دست بر مىداشت پا بابها مفتوحة للداخلين * رجلها مرفوعة للفاعلين گفت با أو رندكى كاى نيك زن * حيرتى دارم در اين كار تو من زين جنايتهاى پى در پى كه هست * هيچ نايد در وضوى تو شكست نيت وآداب اين محكم وضو * يك ره از روى كرم با من بگو اين وضو از سنگ ورو محكم تر است * اين وضو نبود سد إسكندر است ( كليات آثار واشعار فارسي شيخ بهائى ، نان وحلوا : 165 - 166 ) .